طبقه بندی انسانها از دیدگاه دکتر شریعتی

 

 

 

 

دکتر انسان ها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند

آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که همواره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم

آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم هستند

شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند .ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان  اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم .قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آیدکه چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

 



 

در سخنرانی بدانیم :

 

ويژگيهاي گفتار و سخن1 – حتي الامكان براساس منطق و پايه هاي علمي باشد؛
2 – ترجيحا از روي احساسات و عواطف و حب و بغض نباشد؛
3 – منفعلانه و از روي عصبانيت و تعجيل نباشد؛
4 – منقطع، بريده بريده و نامفهوم نباشد؛
5 – به خاطر خوشايند اين و آن و يا به خاطر دشمني با كسي به زبان نيايد؛
6 – بيهوده، پراكنده و بي پروا و بي ادبانه نباشد؛
7 – درجهت رضاي حق تعالي و خشنودي او باشد؛
8 – شفاف، صريح، ساده و بي پيرايه و درعين حال مستحكم، ماندگار و جامع و مانع باشد؛
9 – بي روح، گنگ، و بي سروته نباشد.

ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش
قبل از هر چيز، براي آنكه يك سخنراني اثربخش باشد بايستي مقدمات مربوط به آن به خوبي مديريت شده باشد. مثلا:
1 – وقت برگزاري سخنراني:
الف) صبح باشد (چه ساعتي)؛
ب) عصر باشد (چگونه)؛
ج – اوايل هفته باشد يا آخر هفته؛
د) روز تعطيل باشد يا غيرتعطيل؛
ه) در وقت روزهاي گرم سال باشد يا سرد؛
و) در مناسبتي خاص باشد.
و...
2 – مكان برگزاري سخنراني:
الف) ازنظر مسافت و موقعيت جغرافيايي و نحوه دسترسي شركت كنندگان؛
ب) از لحاظ نور – صدا – تهويه و...
ج) داراي فضاي سبز و درخت و... است يا در ميان انبوه ترافيك و صدا و...
د) گنجايش لازم و وسعت كاري؛
ه) محل پذيرايي از ميهمانان خاص؛
و) پاركينگ و عبور و مرور؛
ز) آبخوري و سرويس هاي بهداشتي؛
ح) امكانات از لحاظ برقراري ارتباطات (فاكس – اينترنت – تلفن و...)؛
ي) دكور و چيدمان وسايل.
3 – سخنران:
الف) مشهور است، محبوب است؛
ب) داراي مقام و موقعيت خاصي دراجتماع است؛
ج) جزو كدام گروه و حزبي است؛
د) اصالت خانوادگي و سوابق خدمتي؛
ه) مدارك تحصيلي خود را از چه مراكزي دريافت كرده است؛
و) حاميان و طرفداران او چه كساني هستند؛
ز) چه ويژگيهاي فردي و شخصيتي بارزي دارد.
4 – برگزاركنندگان:
الف) چه قصدي و هدفي را دنبال مي كنند؛
ب) سازمان و يا مركز خاصي است يا به وسيله تشكلهاي غيردولتي برگزار مي شود؛
ج) كار دعوت و پذيرايي را به خوبي برنامه ريزي كرده اند؛
د) نكات ايمني، بهداشتي و حفاظتي لازم را مدنظر قرار داده اند؛
ه) داراي انسجام و هماهنگي هستند؛
و) بروشور و برگه هاي اطلاع رساني لازم را آماده كرده اند.
5 – شركت كنندگان (مخاطبان):
الف) قشر خاصي از جامعه هستند؛
ب) انفرادي دعوت شده اند يا با خانواده؛
ج) براي سرگرمي آمده اند يا استفاده علمي تخصصي؛
د) براي سرگرمي كودكان و فرزندان برنامه هاي خاصي تدارك ديده شده است؛
ه) سرويس براي رفت و آمد آنان مهيا شده است؛
و) از محتوا و هدف برگزاري سخنراني اطلاع دارند.

ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش
يك سخنراني براي يك جمع كوچك و كم تعداد به مراتب كم دردسرتر از يك سخنراني با تعداد زيادي مخاطب است در اين گونه موارد بايستي با استفاده از حركات دست، ايما و اشاره و مديريت خوب زمان، كارسخنراني را به پيش برد.
ممكن است در بخش پرسش و پاسخ و يا در خلال سخنراني عده اي پرسشهاي غيرمعمول از شما داشته باشند مي‌بايست مراقبت كنيد در دام آنها گرفتار نشويد كه در آن صورت مجلس از دست شما خارج خواهد شد. در اين‌گونه موارد بهتر است اول تكليف را روشن و بيان كنيد كه به پرسشهاي خارج از موضوع و يا در لابلاي برنامه سخنراني پاسخ نخواهيد داد.
با آوردن مثالهاي ملموس، كاربردي و روزمره، جملات، اشعار، ضرب المثلهاي معروف، خاطرات جذاب، تجربيات گذشته، يافته هاي علمي و... گهگاه فضاي سخنراني را تلطيف كنيد تا كار شما كسالت آور و خسته كننده نباشد.
مطالب خود را حتي الامكان خلاصه و كوتاه بگوييد و براي اين كار يادداشتهاي كوچكي حاوي سرفصل و كلمات كليدي سخنراني تهيه و آماده كنيد تا روند سخنراني و ارائه مطالب روال معقول و خوشايندي داشته باشد.
گاهي اوقات از حضار و شركت كنندگان بخواهيد كه كلمات آخر شما را بيان كرده و از اين طريق مشاركت بيشتري به آنها در ارائه مباحث بدهيد.
هرگونه حركات حاضران را زيرنظر داشته باشيد ممكن است هر حركت آنان پيامي به دنبال داشته باشد. مثلا اگر آنها زياد به ساعت خود نگاه مي كنند يا بر روي صندلي مدام جابجا مي شوند و يا كارهايي مشابه انجام مي دهند احتمالا بدين معني است كه:
الف) خسته شده اند؛
ب) وضعيت تنفس و هواي مكان برگزاري مناسب نيست؛
ج) شما بيش از وقت تعيين شده صحبت كرده ايد؛
د) مطالب ديگر جاذبه و پذيرش لازم را ندارند.
در بين سخنراني پرانرژي و پويا باشيد. درحقيقت روح شادابي و نشاط را به حاضرين انتقال بدهيد و آنها را متمايل كنيد به اينكه تا پايان همراه شما باشند.
مي توانيد گاهگاهي تن صداي خود را بالا، پايين كنيد و توجه افراد را بدين ترتيب همواره با خود داشته باشيد.
ميكروفن همانقدر كه مي تواند در كيفيت كار شما اثر خوب داشته باشد همانقدر هم مي تواند آزاردهنده و اذيت‌كننده باشد. مراقب ميكروفن باشيد.
نوع به كارگيري و هنر استفاده از دستها و قدرت آنها در فهم و انتقال مطالب خيلي مهم است. نوع پوشش و لباس شما هم بي تاثير در ارائه سخنراني نيست. لباسهاي رنگ و رو رفته، چروك و ناصاف، كفشهاي نامناسب، آرايش مو و صورت هركدام عواملي هستند كه مي توانند كار شما را تحت الشعاع قرار دهند.
گاهي مي توان از اسلايد، اورهد، پاورپوينت (POWER POINT) ، شعر، داستانهاي كوتاه و وسايل سمعي و بصري براي انتقال بهتر مطالب استفاده كرد؛ به علاوه آنكه نمودارها، اعدادو ارقام (آمار) و تخته سياه (وايت برد) هم ياري رسان شما هستند تا مطالبتان مستندتر باشند.
جو و شرايط حاكم بر جلسه سخنراني را به خوبي ارزيابي كنيد. اگر احساس كرديد كه شنوندگان ظرفيت حرفهاي شوخي و مزاح را ندارند از آنها پرهيز كنيد.
هميشه ممكن است عده اي نخاله و يا غيرنرمال در مجلس سخنراني وجود داشته باشند بايد بتوانيد آنها را اداره كنيد تا اوضاع را به هم نريزند.
براي دريافت بازخورد حاصل از سخنراني خود، در پايان، آدرس پست الكترونيك آدرس اينترنتي و يا تلفن خود را بيان كنيد تا نقاط قوت و ضعف شما را منعكس كنند. در ابتداي سخنراني يك بيوگرافي مختصر و مفيد از خود براي حاضران ارائه دهيد اين كار باعث مي شود شما را بيشتر باور كنند.
در پايان نيز، يك چكيده در چند خط از موضوع و محتواي سخنراني ارائه دهيد.
از علم روانشناسي، جامعه شناسي، مردم شناسي سعي كنيد براي ارائه سخنراني بهتر بهره بگيريد.
بزرگ كردن خود را در كوچك پنداشتن و تحقير ديگران نبينيد. افكار عمومي قاضي و داور خوبي درمورد سخنان و مطالب شما هستند.
هرچقدر شتاب و تعجيل در بيان كلمات و جملات بيشتر باشد امكان تپق زدن و اشتباه هم بيشتر مي شود، پس شمرده و با اعتماد به نفس صحبت كنيد.
چهره بشاش، احترام و رعايت ادب و كرامت انساني، استفاده از تكيه كلام‌هاي دلنشين و درك روحيات، عواطف و تمايلات شنوندگان نكات با اهميتي هستند كه نبايستي از آنها غفلت كرد.

 



 

تمرين صدا جهت زيبايي صوت امري است كه نياز به سالها ممارست دارد و جز عده اي كه استعداد ذاتي صدا را دارند، ديگران براي زيبايي صداي خود نيازمند سالها تمرين روزانه هستند. از جمله ملاكهاي زيبايي صدا خصوصاً براي مداحان و قاريان قرآن كه به دنبال صدايي حزين مي باشند، "بم و پر" بودن صداست و بقول معروف اين صداها بدرد مداحي و قرائت قرآن مي خورد. دغدغه اصلي بسياري از قاريان و مداحان همين بم شدن و بالا بردن قدرت صداست، كه براي رسيدن به اين منظور مدت تمرينهاي خود را زياد مي كنند و سالها ادامه مي دهند تا داراي صدايي قوي شوند. اما با كمك يك روش نوين عملي مي توان در مدت زمان كمي شاهد تقويت صوت خود باشيم، كه براي اين منظور مقدمه اي لازم است.

اول اينكه كساني كه داراي صداي بم هستند طول تارهاي صوتي آنها بيشتر از افرادي است كه داراي صداي نازك مي باشند. لذا طول تارهاي صوتي مردان بيش از زنان مي باشد، به همين خاطر داراي صداي پرتري هستند.

ثانياً اگر دقت شود افرادي كه به آواز خواني، مداحي يا قرائت قرآن با صداي بلند مي پردازند، فوراً بعد از تمام شدن تمرين، گاهي در حرف زدن عادي آنها هم مي توان اين مسئله را يافت و علت آن اينست كه وقتي فرد با صداي بلند شروع به خواندن مي كند تارهاي صوتي او كه در دو طرف حنجره و بصورت دولايه مقابل هم قرار دارند كشيده شده و طول آنها زياد مي شود و تا قبل از اينكه به حالت عادي خود برگردد، صداي فرد پرتر مي شود. و كساني هم كه با صداي بلند نمي خوانند ولي با صدايي در ارتفاع پايين شروع به "بم خواني" مي كنند، اينها هم در واقع با فشار به ديواره حنجره باعث افزايش طول تارهاي صوتي شده اند و لذا صداي آنها پرحجم و قوي مي شود. پس نكته كليدي در تغيير صوت ""طول تارهاي صوتي"" است. البته ضخامت تارهاي صوتي نيز موثر است ولي چون تغيير ضخامت تارهاي صوتي از عهده ما خارج است، لذا از بيان مباحث آن خودداري مي كنم.

بنابراين براي رسيدن به چنين حالتي نياز است كه فرد مدتها تمرين كند و با صداي بلند بخواند يا بم خواني را آنقدر ادامه دهد تا افزايش طول تارهاي صوتي ملكه شود.

اما روش سريعتر براي حل اين مشكل كه فوراً جواب مي دهد و افراد مي توانند خيلي سريع شاهد اين اعجاب شوند، كشيدن تارهاي صوتي است با روشي مناسب كه از حساسيت زيادي برخوردار است و ممكن است با عمل كردن نادرست، صداي فرد خراب شود و به اصطلاح خش دار شود.

اين روش مجرب است و اين حقير پس از تحقيق علمي كه به اين مسئله پي بردم، با اجراي عملي از آن بصورت موثر استفاده مي كنم.

روش اجرا:

          هنگامي كه انسان آب دهان خود را قورت مي دهد، برآمدگي جلو گلو يعني غضروف تيروئيد گلو كه به سيب آدم يا سيبك گلو معروف است به طرف بالا حركت مي كند.(براي يافتن اين مسئله انگشت خود را روي برجستگي جلو گلو قرار دهيد و سپس آب دهان خود را قورت دهيد) و در اين حالت است كه براي يك لحظه تارهاي صوتي كشيده مي شوند و نيز ديواره گلو به هم مي چسبد و سپس فوراً رها مي شود. اينجاست كه بايد آنرا غنيمت بشماريم و اگر اين حالت را بمدت 20الي30ثانيه نگه داريم، بطوري كه سيبك گلو در اين مدت پايين نيايد و گلو نيز به هم چسبيده باشد، اگر بعد از انجام اين عمل 30 ثانيه اي، شروع به خواندن كنيم با صدايي پرحجم مواجه خواهيم بود. (اگر مي خواهيد با مشكل كمبود نفس مواجه نشويد، ابتدا كمي نفس بگيريد). كه البته تاثير گذاري اين عمل ممكن است براي افراد مختلف متفاوت باشد و براي برخي افراد نياز باشد كه چندين مرتبه اين عمل را انجام دهند تا شاهد پر شدن صداي خود باشند. كه براي اين منظور (انجام بيش از يك مرتبه) لازم است بين هر بار نگه داشتن گلو به حالت مذكور، حداقل به مدت 20 ثانيه صبر كنند و دوباره انجام دهند. (بنده نيز معمولاً سه مرتبه در ابتداي تمرين و سه مرتبه در اواسط تمرين اين كار را انجام مي دهم).

براي تفهيم بيشتر يادآور مي شوم كه به محض قورت دادن آب دهان، زماني كه سيبك گلو(برجستگي جلو گلو) بالا آمد و گلو به هم چسبيد(بطوري كه ديگر دم و بازدم ممكن نباشد) اين حالت را حدود 30 ثانيه نگه داريد و بعد از آن شروع به  خواندن كنيد تا شاهد اعجاب تغيير صوت خود باشيد.

توصيه اينست كه جهت خراب نشدن صداي شما، 5 دقيقه پس از تمرين صدا، مرحله ياد شده را انجام دهيد.

البته افرادي كه داراي صداي نازك و زيبايي هستند مي توانند از اين روش براي پر شدن صداي خود استفاده نمايند. چرا كه قارياني مانند عبدالباسط با اينكه صداي نازكي دارند، از پري صدا نيز بهره برده اند و همين عامل موفقيت آنهاست.

در ضمن براي ملكه شدن قدرت صداي حنجره خود مي بايست اين كار را تا مدتها تكرار نماييد و در طول تمرين سعي شود كه حالت پري صدا حفظ شود. كه قطعاً پس از مدتي تمرين اين حالت در حنجره ماندگار خواهد شد. و در آخر توصيه مي شود در صورتي كه احساس كرديد اين عمل با حنجره شما سازگار نيست آنرا رها كنيد.

                                                            بر گرفته از سایت آقای علی ثاقب نژاد

 

 



 

                       زبان بدن (قسمت اول): درک احساس درونی افراد

 

 

گفته می شود ۵۵ درصد دانش روابط عمومی در گرو درک «زبان بدن» افراد است. اما درک این علایم بی صدا (علایم زبان بدن) که اصلا واضح و مشخص نیستند، چندان آسان نیست. زیرا هر حرکت بر حسب موقعیت، معنی خاصی را می دهد. بعضی ذاتا درک بهتری در این زمینه دارند اما دانش درک زبان بدن، از آنهایی است که با تمرین نیز می توان در آن استاد شد. در این مقالات قصد داریم به بررسی علایم زبان بدن بپردازیم. برای شروع در این مقاله به معمول ترین وضعیت هایی که با دیدن آن بتوانید احساس کلی درونی فرد را حدس بزنید، می پردازیم. این وضعیت ها بستگی به محل صحبت شما ندارد، ممکن است شما در جلسه خواستگاری باشید یا در جلسه استخدام شغل! در هر صورت این کمک بزرگی می کند که تنهای ابدی نشوید.

 

ما زیاد دروغ می گوییم. زمانی که سر صحبت را با یک غریبه باز می کنیم، شانس زیادی وجود دارد که در همان ۱۰ دقیقه اول، دروغ بگوییم. در این مدت گاهی حتی بیشتر از یک دورغ می گوییم. گرچه شاید دروغ های بزرگی نباشند، اما به هر حال دروغ هستند. ما آگاهانه گاه به گاه این کار را می کنیم، زیرا فکر می کنیم دروغ از بروز مشکل و دعوا جلوگیری می کند. اما در اغلب موارد - در نهایت - گفتن حقیقت سود بیشتری دارد. شاید روزی همه به این نتیجه برسیم که راست گویی بهتر است اما تا آن زمان، توضیحاتی که در ادامه مطلب می دهیم، کمک موثری در درک احساس درونی افراد و در نتیجه ایجاد روابط بهتر با دیگران است.

 

موارد پایه در زبان بدن

زمانی که به زبان بدن گوش فرا می دهید، هدف اول فهمیدن این است که «آیا شخص مقابل در وضعیت فعلی اش راحت هست یا نه». پس از روشن شدن این نکته به سراغ سایر علایم و نشانه ها می رویم - که در ادامه به آنها می پردازیم. علایم بسیاری هستند که نشان می دهند آیا فرد مقابل راحت هست یا نه، اما فقط بعضی از آنها شایع هستند. این علایم به دو دسته مثبت و منفی تقسیم می شوند.

 

علایم مثبت زبان بدن

910528-www-narenji-ir-body-language-reveal-truth_01.jpg

 

- حرکت کردن به طرف شما، متمایل، خم شدن و نزدیک شدن به سمت شما
- دست های باز و راحت
- تماس چشمی طولانی
- نگاه به پایین یا دوردست (به صورتی که از سر خجالتی نباشد)
-
خنده واقعی

 

علایم منفی زبان بدن

910528-www-narenji-ir-body-language-reveal-truth_02.jpg

- دور شدن از شما
- دست ها یا پاهای در هم قفل شده
- نگاه به یک طرف
- جهت پاها به طرف شما نباشد یا به طرف در خروج باشد
- خاراندن و مالیدن بینی، چشم یا پشت گردن

 

یک نشانه کوچک می تواند به هزاران دلیل مختلف ایجاد شده باشد. برای مثال دست های در هم قفل شده که جزو علایم منفی زبان بدن است، ممکن است به علت این باشد که طرف واقعا سردش است. حتی ممکن است به دلیل خوردن غذای زیاد باشد. پس همیشه باید به دنبال چند نشانه باشید، زیرا تکیه روی یک نشانه شما را گمراه می کند. زمانی که بر مبنای چند نشانه (که در بالا آمدند) فرد را در گروه راحت یا ناراحت قرار دادید به سراغ علایم عمیق تر بروید. یعنی با توجه به این وضعیت (راحتی) به سایر نشانه ها دقت کنید. زیرا سایر نشانه ها را باید بر حسب راحتی یا ناراحتی فرد مقابل، تعبیر کرد.

 

دروغگو را شناسایی کنید

یکی از بزرگترین فواید شناخت زبان بدن، قضاوت درباره دروغگویی افراد است. دقت تشخیص شما هیچ گاه ۱۰۰ درصد نمی شود، اما با کمی تمرین حدس های خیلی خوبی می توانید بزنید. توجه داشته باشید که درک زبان بدن برای یافتن دروغ های بزرگ قابل اجراست - دروغ هایی که شخص مقابل احساس راحتی ندارد و از گفتن حقیقت می ترسد. این مهارت ها تقریبا هیچ وقت دروغ های سفید، دروغ های کوچک حذف کردن حقیقت و بزرگنمایی ها (کاری که اکثر مردم انجام می دهند) را شناسایی نمی کند. شناسایی این نوع دروغ ها بسیار مشکل است و مهم تر اینکه شما هیچ وقت نمی توانید از دروغ بودن آن اطمینان کافی پیدا کنید. اما به هر حال هدف اصلی دروغ سنجی نیست. هدف درک احساس درونی فرد مقابل برای برقراری ارتباط بهتر است. احساسی که ممکن است فرد به هر دلیلی سعی در پنهان کردن آن بکند.

 

پاملا میر (Meyer)، نویسنده Liespotting، تحقیق مفصلی روی راه های دروغ گویی انجام داده است تا الگوهای زبان بدن شایع را پیدا کند. او متوجه شد که رفتار عمومی دروغگوها فقط کمی شدیدتر از انسان های غیر راحت (عدم احساس راحتی) است، فقط با چند تفاوت خاص که در زیر می آوریم:

 

خنده ساختگی

910528-www-narenji-ir-body-language-reveal-truth_03.jpg

مردم زمانی که دروغ می گویند، نمی توانند خنده واقعی بکنند. در حقیقت تقریبا غیر ممکن است که بتوان خنده واقعی را تقلید کرد. به همین دلیل است که خیلی از ما در عکس ها، خوب ظاهر نمی شویم. تصور ما این است که هنگام لبخند زدن، مهربان به نظر می رسیم، اما اکثر افراد متوجه ساختگی بودن خنده ما می شوند. زیرا خنده واقعی بیشتر با چشم ها شناسایی می شود نه با لب ها. هنگام خنده واقعی پوست اطراف چشم ها کشیده می شود و انجام این کار به طور ساختگی مشکل است.

 

راحت ترین راه برای ایجاد خنده واقعی این است که واقعا به چیزی خنده دار فکر کنیم و فکر کردن به چیزهای خنده دار در زمانی که راحت نیستید (مثلا در حال دروغ گویی) کاری غیرممکن است (عملا نیاز به یک مغز با پردازشگر دو هسته ای است تا یک هسته را به بافتن یک دروغ قابل قبول اختصاص دهید و دیگری را به فکر کردن راجع به یک چیز خنده دار). به همین دلیل یک خنده ساختگی می تواند گواهی برای دروغ گویی فرد باشد.

 

سیخ و سفت بودن بالا تنه و تماس چشمی بیش از حد

910528-www-narenji-ir-body-language-reveal-truth_04.jpg

دروغ گوهای حرفه ای، هنگام دروغ گفتن بیش از حد، عادی و طبیعی رفتار می کنند. همین بیش از حد، طبیعی بودن، گاهی غیر طبیعی است. (در فیلم اخیر شرلوک هولمز این نکته به خوبی به فیلم در آمده است، در زمانی که دکتر واتسن باید مزدوری که قصد کشتن سفیر را دارد، شناسایی کند. مزدوری آنقدر در نقش خود فرو رفته و خونسرد رفتار می کند، که حتی با شنیدن یک صدای بلند که توجه همه حضار را جلب می کند، باز هم توجهش جلب نمی شود و عکس العملی نشان نمی دهد!)

 

به دلیل همین بیش از حد، طبیعی رفتار کردن، آنها سعی می کنند به هر قیمتی تماس چشمی شان را با شما حفظ کنند. به طوری که تماس چشمی آنها تبدیل به نگاهی خیره و آزاردهنده می شود. از طرف دیگر بدن شان هم سفت می شود، زیرا سعی می کنند که جلوی بی قرارشان را بگیرند. اما در حالت عادی، اشخاص گاهی تکانی به خود می دهند و تماس چشمی خیلی طولانی برقرار نمی کنند. در نتیجه، تلاش شدید برای رفتارهای مثبت زبان بدن، خود نشانه ای بر دروغ گویی است. با دیدن این رفتارها به شانه های طرف نگاه کنید. اگر آنها سفت هستند (مانند عکس) یا تمام وقت تماس چشمی برقرار است، باید به راست گویی او شک کنید.

 

همراهی رفتارهای دروغگویی با یکدیگر

علاوه بر علایم بالا، موارد دیگری نیز وجود دارند اما در آنها هم همان قانون بالا - که دروغگوها سعی می کنند حتی از آدم های راستگو هم بهتر عمل کنند - صادق است (مثلا در سریال پوارو می بینید که معمولا همان کسی که مقتول را پیدا می کند، بیشتر از سایرین گریه و زاری می کند و با بقیه دعوا می کند تا بیشتر با پوارو همکاری کنند، قاتل است). آنها سعی می کنند داستان را با جزئیات بیشتری تعریف کنند، توصیه می کنند که تنبیهی برای مقصر در نظر گرفته شود (در حالی که خود مقصر هستند).
یک وجه مشخصه آنها این است که معمولا سوال شما را با سوال جواب می دهند تا بتوانند فرصتی برای دروغ بافی پیدا کنند.
توجه کنید که این رفتارها زمانی که با علایم منفی زبان بدن همراه شوند، کمک زیادی به شما برای شناخت دروغ گو می کنند. اما به طور مجزا نمی توان روی آنها قضاوت کرد.

 

همه اینها را گفتیم اما به خاطر داشته باشید، بعضی مردم ذاتا رفتاری مشابه دروغگوها (رفتارهای بیش از حد، خوب) دارند. شما باید رفتارهای هر فرد را با رفتارهای خودش مقایسه کنید و اگر تفاوتی دیدید او را دروغگو بدانید. به عبارت دیگر، ابتدا به رفتار و حرکت چشم ها در زمانی که مطمئن هستید در حال راست گویی است، توجه کنید. سپس آنها را با زمانی که فکر می کنید در حال دروغ گویی است، مقایسه کنید. اگر تفاوت آشکاری دیدید، آن وقت می توانید، او را دروغ گو بدانید. باز تاکید می کنیم، هر کدام از این رفتارها به تنهایی دلالت بر دروغ گویی ندارند. شما باید مجموعه ای از آنها را در کنار هم داشته باشید تا بتوانید قضاوت کنید.

 


 

زبان بدن (قسمت دوم): استفاده در ملاقات های حساس

 

 

گفته می شود ۵۵ درصد دانش روابط عمومی در گرو درک «زبان بدن» افراد است. اما درک این علایم بی صدا (علایم زبان بدن) که اصلا واضح و مشخص نیستند، چندان آسان نیست. زیرا هر حرکت بر حسب موقعیت، معنی خاصی را می دهد. بعضی ذاتا درک بهتری در این زمینه دارند اما دانش درک زبان بدن، از آنهایی است که با تمرین نیز می توان در آن استاد شد. در قسمت اول به موارد پایه ای در زبان بدن پرداختیم. در اینجا بررسی مان را عمیق تر می کنیم و به طور خاص به استفاده از زبان بدن برای برقراری یک رابطه دوستانه در جلسه ملاقات می پردازیم. پس در ادامه با ما باشید.

 

اولین ملاقات و شناخت شخصی که به خوبی نمی شناسید

در اولین ملاقات، توجه به زبان بدن می تواند بسیار کمک کننده باشد. اگر به این علایم توجه نکنید، ممکن است مرتب راجع به مسائلی صحبت کنید که طرف مقابل علاقه ای به آنها ندارد یا از صحبت راجع به آنها ناراحت است.

 

گرچه نمی خواهید چیزی را پنهان کنید و قصد بزرگنمایی خود را هم ندارید، اما سعی کنید در دیدار اول فقط در مورد مسائلی صحبت کنید که شما را فردی نجیب و دوست داشتنی نشان می دهند. صحبت درباره مسائل حساس تر و ریسکی تر را به دیدارهای بعد معکول کنید.

 

به رفتارهای شخص مقابل توجه ویژه ای داشته باشید. البته توجه به زبان بدن در حالی که سعی می کنید صحبت های جذاب بکنید یا زمانی که به حرف های او گوش می دهید، مشکل خواهد بود. اما با کمی تمرین، به محض دیدن علایم متوجه احساس فرد می شوید و انجام این کار همزمان با صحبت کردن یا گوش دادن مشکل نخواهد بود.

 

در طول ملاقات، به دنبال کشف علایم پیچیده زبان بدن نباشید و فقط به همان راحت بودن یا نبودن فرد توجه کنید. به عبارت دیگر فقط به وضعیت دست ها و پاهای او (اینکه باز هستند یا حالت گارد گرفته دارند) نگاه کنید.

 

البته اکثر مردم در ابتدا کمی حالت گارد گرفته دارند. آنها دست ها و پاهاشان را به حالت ضربدری روی هم قرار می دهند و کمی فاصله می گیرند. این برای ملاقات اول طبیعی است. هدف شما تغییر این زبان بدن در هم قفل شده، به حالت باز و راحت است. به طور طبیعی با گذشت زمان این وضعیت بهتر می شود اما شما می توانید این روند را سریع تر کنید. به عنوان قانون ما ناخودآگاه تمایل داریم که وضعیت شخص روبروی مان را تقلید کنیم. اگر او از خود راضی و دست به سینه جلوی ما نشسته باشد، ما نیز به سرعت گارد می گیریم. پس سعی کنید در ملاقات ها کاملا مثبت و راحت ظاهر شوید تا شخص مقابل نیز کم کم وضعیتی مشابه شما به خود بگیرد. برای شروع سعی کنید هرگز دست ها و پاهای تان را ضربدری روی هم قرار ندهید. (شکستن عادت قرار دادن پاها روی هم گاهی بسیار مشکل است.) دست ها و پاها را به صورت موازی به جهت شخص مقابل بگیرید. اگر در این حالت، راحت نیستید و حتما باید یک چیزی را در هم قفل کنید، انگشتان را به حالت دوستی در هم قفل کنید.

 

910528-www-narenji-ir-body-language-reveal-truth_07.jpg

هر زمان که جایش هست و می توانید لبخندی واقعی بر لب داشته باشید. سعی کنید فاصله خود را با فرد مقابل کم کنید و به فرد نزدیک شوید (البته در ابتدا نزدیک شدن سریع ممکن است احساس نا امنی در ناخودآگاه فرد ایجاد کند و او را فراری دهد). انجام تمام این موارد نشانه راحتی و زبان بدن باز شما است و کم کم فرد مقابل را نیز ناخودآگاه به انجام زبان بدن مثبت و باز تشویق می کند.

 

از طرف دیگر با دیدن چند علامت منفی در زبان بدن نامید نشوید. درجات راحتی در یک ملاقات با گذشت زمان ثابت نمی مانند و تغییر می کنند. برای اکثر افراد لحظات اول حضور در یک محیط جدید (محل ملاقات) کمی اعصاب خوردکن است و حالت منفی به خود می گیرند. اگر خودتان نیز چند اشتباه (استفاده ناخودآگاه از علایم منفی) مرتکب شدید، نگران نشوید. همان طور که یک آموزگار پیانو به شاگردش می گوید، اگر یک نت را اشتباه زدید، توقف نکنید و فقط ادامه دهید. به علایم بدن طرف مقابل با هدف پیدا کردن علاقه های او، توجه کنید. هر زمان او به موضوعی علاقه نشان داد، همان را ادامه دهید. اگر کم کم علایم منفی را حس کردید، بحث در آن مورد کافی است و به سراغ موضوع دیگری بروید. البته با همه اینها شاید باز هم ملاقات به سمت علایم منفی پیش برود. در اینجا هم مانند پیانو زدن، توجهی به آنها نداشته باشید و فقط ادامه دهید.

 

ارتباط موثر در جلسه مصاحبه شغلی

910528-www-narenji-ir-body-language-reveal-truth_08.jpg

جلسه مصاحبه شغلی شباهت زیادی با اولین جلسه خواستگاری دارد! شما شخصی را برای اولین بار می بینید و در طی جلسه سعی می کنید او را متقاعد کنید تا از شما خوشش بیاید. تفاوت اینجاست که در یک خواستگاری هر دو طرف چنین وضعیتی دارند. اما در مصاحبه شغلی، مصاحبه کننده تمام قدرت را در دست دارد و شما اساسا قدرتی ندارید. این مسئله موجب ناراحتی و در نتیجه انجام علایم منفی زبان بدن می شود که اصلا برای استخدام خوب نیستند. پس هنگام مصاحبه باید بر تمام این علایم غلبه کنید و سعی کنید ارتباط موثری با فرد برقرار کنید.

 

یک شروع جذاب می تواند همه چیز را تغییر دهد. زیرا اولین طرز تفکری که مصاحبه کننده از ما پیدا می کند، مهمترین تاثیر را در تصمیم گیری نهایی دارد. یک لبخند، دست دادنی دوست داشتنی، احوال پرسی ای گرم و علایم مثبت زبان بدن، طرز تفکری مثبت از شما، در ذهن مصاحبه کننده ایجاد می کند (ندیده اید بعضی می گویند، وقتی طرف از در تو می آید، من می فهمم که چکاره است!) و در نتیجه طرز تفکر مثبت او و علایم مثبت ناشی از آن، شما در آن محیط احساس راحتی بیشتری کنید.

 

شما نمی دانید که مصاحبه کننده با چه طرز تفکر اولیه ای در جلوی شما ظاهر شده، بنابراین به آنها نشان دهید شما شخصی جذاب و دوست داشتنی هستید.

 

باید بتوانید علایم منفی بدن ناشی از حضور در آن محیط جدید و ناراحت کننده را با علایم مثبت بدن بپوشانید. برای این کار نیاز به تمرین و آمادگی دارید. (آماده نبودن مهمترین علت گندزدن در مصاحبه شغلی است.) حتی اگر در شرایطی قرار گرفتید که آمادگی اش را نداشتید، سعی کنید محکم و با اطمینان وارد اتاق شوید تا حداقل طرز تفکر اولیه را بهبود ببخشید.

 

برای آمادگی درباره آن شرکت تحقیق کنید. چند جمله تاثربرانگیز و خاص به خاطر داشته باشید، تا از آنها در زمانی که اوضاع در حال خراب شدن است، استفاده کنید. چیزهایی که شما را از سایرین متفاوت می کند را پیدا کنید و آنها را قبل از ورود به اتاق جلسه به خود یاداوری کنید. آمادگی برای مصاحبه، اعتماد به نفس را به دنبال خواهد آورد و در این حالت نمایش علایم مثبت بدنی راحت تر خواهند بود.

 

910528-www-narenji-ir-body-language-reveal-truth_09.jpg

گرچه احساس راحتی واقعی و علایم مثبت، ابزارهای بسیار عالی ای هستند. اما هنوز نکات دیگری هم برای بهبود وجود دارد. تماس چشمی از مهمترین مسائل در مصاحبه شغلی است. اگر با نگاه کردن به چشم طرف مشکل داشتید، فقط به دهان او نگاه کنید. هرگز نگاه خود را سد نکنید (مثلا با دست جلوی صورت خود را نگیرید) این کار حس ناراحتی و منفی را منتقل می کند. مانند هر ملاقات دیگری کمی به جلو خم شوید، این کار باعث می شود شما یک شنونده خوب نیز به نظر برسید (با اینکه در اغلب مصاحبه شما صحبت خواهید کرد). تماس چشمی خصوصا زمانی که سوالی می پرسید یا مصاحبه کننده به هر دلیل در حال صحبت است، اهمیت زیادی دارد. شما در این زمان به «حالت شنونده» فرو می روید و گهگاهی هم دست خود را مانند انسان های فکور به روی دهان خود می گذارید. انجام این کار به خوبی سایرین را مطمئن می کند که قصد صحبت ندارید و تمام توجه شما به آنها است.

 

همه اینها را گفتیم تا در آن جلسه راحت جلوه کنید، اما هر استخدام کننده ای متوجه هست که شما کمی عصبی هستید. این طبیعی است و هیچ مصاحبه کننده عاقلی نباید انتظار داشته باشد اشخاص بدون هرگونه اضطرابی به آنجا بیایند. پس اگر کمی اضطراب دارید، نگران نباشید. این مقدار مورد انتظار همه است. در حقیقت، راحتی بیش از حد، شاید بعضی را متقاعد کند که شما شخصی از خود راضی هستید و مصاحبه را جدی نگرفته اید. در پایان هم به خاطر داشته باشید، سرنوشت شما در این مصاحبه در دست شخص دیگری است و کارهای شما در درجه اهمیت دوم هستند. شاید او کفش های شما را دوست نداشته باشد یا بخواهد که شخصی جوان تر یا مسن تر را استخدام کند (تازه بگذریم از عناصری چون پارتی بازی). پس شما با بهترین عملکرد هم هرگز نمی دانید که چه اتفاقی خواهد افتاد، اما حداقل سعی خودتان را بکنید و علایم مثبت بدنی بروز دهید.

 

به خاطر داشته باشید: زبان بدن فقط قسمتی از یک تصویر بزرگ است

درک بهتر از زبان بدن از مهمترین عوامل در برقراری ارتباط با سایرین و درک بهتر آنها است. اما همه چیز نیست. اصلا تصور نکنید آنها جادویی هستند. شما نمی توانید دقیقا فکر طرف را بخوانید. اما همینکه بتوانید فکر کلی فرد را بخوانید، اینکه آیا او دروغ می گوید یا خیر، آیا از بودن در کنار شما لذت می برد یا ناراحت است و بابت رودربایستی چیزی نمی گوید، باز هم بسیار لذت بخش و کمک کننده خواهد بود